X
تبلیغات
ترنم

چشم ها را باز كنيم

مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفايش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به كلامش

مال را به بركتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

دانشمند را به علمش نه به مدركش

شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش

ببينيم.


برچسب‌ها: ديدني, دوست, مرد, مال
+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه 3 دی1392 و ساعت 7:35 |
استشمام بوی عید سعید فطر گوارای مجاهدان رمضان

 

یک ماه به لطف دوست مهمان بودیم

در سایه ی رحمتش غزلخوان بودیم

فطر آمد و فرمود تمام است صیام

ماهی که در آن غریق احسان بودیم

                   محمود صباغیان


برچسب‌ها: عید, فطر, رمضان, دوست, احسان
+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 20 مرداد1392 و ساعت 14:47 |
بنام خدا

پيشاپيش حلول عيد پاكيها را حضور پاكترين ها تبريك مي گوئيم

 

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت 

 صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت


برچسب‌ها: عيد, رمضان, روزه, شكر, حيف
+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 14 مرداد1392 و ساعت 11:11 |

آيا ميدانيد كه :  

كلمات زير هر كدام داراي 12  حرف مي باشند

لا اله الا الله    =12 حرف = محمد رسول الله  
 
الصادق الأمین =12 حرف = ائمة أهل البیت

امیرالمؤمنین  = 12 حرف =فاطمةالزهراء

الحسن و الحسین=12 حرف

و همچنين كلمات زير:

اول الائمة علی    = 12 حرف = علی بن ابی طالب
الامام الثانی       = 12 حرف = الحسن المجتبی
الامام الثالث       = 12 حرف = الحسین الشهید
الامام الرابع        = 12 حرف = الامام السجاد
الامام الخامس    = 12 حرف = الامام الباقر
الامام السادس   = 12 حرف = الامام الصادق
الامام السابع      = 12 حرف = الامام الكاظم
الامام الثامن       = 12 حرف = الامام الرّضا
الامام التاسع      = 12 حرف = الامام الجواد
الامام العاشر      = 12 حرف = الامام الهادی
الامام أحدعشر   = 12 حرف = الحسن العسکری
الامام الخاتم      = 12 حرف = القائم المهدی
خلیفة النبیین    = 12 حرف = خاتم الوصیین

 

و:

هؤلاء الاطهار         = 12 حرف
سادة اهل الجنة    = 12 حرف
محبهم مؤمن تقی = 12 حرف
عدوهم كافر شقی = 12 حرف

 


برچسب‌ها: 12, 12حرف, عدد 12, 12گانه
+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه 14 فروردین1392 و ساعت 9:26 |

سال

عنوان سال

۱۳۹۳

؟

1392

حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

1391

تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى

1390

جهاد اقتصادی

1389

همت مضاعف و کار مضاعف

1388

اصلاح الگوى مصرف

1387

نوآوری و شکوفایی

1386

اتحاد ملى و انسجام اسلامى

1385

پیامبر اعظم(ص)

1384

همبستگى ملى و مشارکت عمومى

1383

پاسخگویى سه قوه به ملت ایران

1382

نهضت خدمتگزارى

1381

عزّت و افتخار حسینى

1380

 اقتدار ملی و اشتغال آفرینی

1379

امام امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (ع)

1378

امام خمینى قدسّ سرّه

1377

صرفه جویی

1376

صرفه جویی

1375

کار سازنده

1374

انضباط اقتصادى و مالى

1373

وجدان کارى و انضباط اجتماعی

سال نو مبارك


برچسب‌ها: نام سال, حماسه سیاسی, حماسه اقتصادی, نام گذاری, سال
+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه 14 فروردین1392 و ساعت 9:11 |

 

                                                     

بنام خدا

يكي از وقايع مهم و ارزشمند تاريخ اسلام که در پانزدهم رجب سال دوم هجری قمری اتفاق افتاده و نقش به سزایی در استقلال مسلمانان داشته و موجب سربلندي آنان و سركوبي دشمنان اسلام گرديده است موضوع تغيير قبله از بيت المقدس به سمت مسجدالحرام مي باشد.

قبله، نماد توحید و نشانه ادیان توحیدی است که مكاتب الهی را از آیین هاي غير الهي جدا كرده و به عبادت های آدمی سمت و سوي خدایی می دهد. خداوند برای هر امتی از امت های پیشین، قبله مخصوصی تعیین کرده است تا به هنگام نیاز و نیایش، به سوی او متوجه شوند .

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان دانست. این مسجد محل عروج پيامبر اكرم(ص) است ( سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر) . مسجد الاقصی اولین قبله مسلمانان است و به گواهي تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود، همچنين سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در نزد مسلمانان است .

از آن جا که در آغاز ظهور اسلام اولين بناي توحيدي يعني خانه کعبه، کانون مشرکان عرب گرديده و محل نگهداري بت هاي آنان شده بود ، دستور داده شد كه مسلمانان به خاطر  جدائي صفوف موحدان از مشرکان، نماز خود را به سوى بیت المقدس بخوانند.

و اين دستور در تمام مدت سيزده سالي پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) و ساير مسلمانان در مكه بودند ادامه  داشت .

 پس از هجرت نيز  قريب نوزده ماه در مدينه به اذن خداوند مسلمانان به سوی این مسجد نماز می خواندند. تا اينكه با تشکیل حکومت اسلامی در مدينه و پیشرفت های روزافزون مسلمانان، ترس و وحشت یهوديان را فرا گرفت. زیرا می دانستند آیین اسلام، در اندک زمانی سراسر شبه جزیره عربستان را فرا خواهد گرفت و قدرت یهود را از بین برده و بر آن غلبه خواهد كرد. به همین علت، کارشکنی هاي یهودیان بيشتر شد و از راه های گوناگون، مسلمانان و شخص پیامبر اسلام (ص) را مورد آزار و بی مهری خود قرار می دادند. یهودیان با استفاده از مسئله قبله، مسلمانان را سرزنش می کردند و می گفتند: «محمد صلی الله علیه و آله مدعی است دارای آیین مستقلی است و آیین و شریعت او، آیین های گذشته را نسخ می کند، در صورتی که هنوز قبله مستقلی ندارد و از قبله یهودیان پیروی می کند».
این سخنان برای مسلمانان و پیامبر اسلام (ص) سخت ناگوار بود. يهوديان آنقدر در كوره طعن و نيش خود دميدند و آزار واذيت را به جائي رساندند كه ایشان نیمه های شب از خانه بیرون می آمد و در انتظار فرمان الهي، به آسمان نگاه می کرد . پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) برای تغییر قبله مسلمانان و خروج مسلمانان از زير بار طعنه هاي يهود لحظه شماری می کرد . قرآن کریم در آيه ي  144سوره بقره و آيات پس از آن لحظات انتظار حضرت را چنین بیان می کند: " قَدْ نَری‏ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها" «نگاه های معنادار تو را به آسمان می بینم و تو را به سوی قبله ای که رضایتت را جلب کند برمی گردانیم».

این دستور در روز پانزده رجب سال دوم هجری در حالی به پیامبر ابلاغ گردید که حضرت، دو رکعت از نماز ظهر را در مسجد بنی سالم به سوی بیت المقدس خوانده بود. در این حال جبرئیل امین نازل شد و بازوان پیامبر را گرفت و حضرت را به سوی خانه کعبه برگرداند. زنان و مردانی هم که در مسجد به پیامبر اقتدا کرده بودند، از حضرت پیروی کردند و به طرف کعبه برگشتند و دو رکعت آخر را به سوی کعبه خواندند. از آن روز، کعبه به عنوان قبله مستقل مسلمانان اعلام گردید.

خانه کعبه، کهن ترین مرکز توحید و پرستش ذات خداوند و شریف ترین مکان در روی زمین است که از سوی خداوند به عنوان پناهگاه و کانون امن اعلام شده و مقررات شدیدی برای پرهیز از هر گونه درگیری و جنگ و خون ریزی در این سرزمین مقدس وضع شده است؛ به گونه ای که نه تنها انسان ها از هر قشر و گروهی، بلکه حیوانات نیز در امنیت کامل به سر می برند و هیچ کسی حق آزار آنها را ندارد.
از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت پیامبر علیهم السلام و تاریخ اسلام استفاده می شود که خانه کعبه، پیش از حضرت ابراهیم و حتی در زمان حضرت آدم بر پا بود. قرآن کریم می فرماید: «نخستین خانه ای که برای پرستش خداوند برای مردم ساخته شد، در سرزمین مکه بود».                                                                                                 

                                                                                              محمود صباغيان دلوئي

                                                                                                    زمستان 1391


برچسب‌ها: تغییر قبله, کعبه, بیت المقدس, نماز, یهود
+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه 9 اسفند1391 و ساعت 14:23 |

آغاز امامت حضرت حجت (عج) بر منتظرین ظهورش مبارک

 

چه شود به چهره ی زرد من، نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من، به یکی نظاره دوا کنی

 

تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را، که نظر به حال گدا کنی

 

ز تو گر تفقد و گر ستم، بُوَد آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بُوَد ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

 

همه جا کشی می لاله گون، ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیاله ی ما، که خون به دل شکسته ی ما کنی

 

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم ومن غمین

همه ی غمم بُوَد از همین، که خدا نکرده خطا کنی

 

تو که"هاتف" از برش این زمان، روی از ملامت بی کران

قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه به سوی قفا کنی؟

هاتف اصفهانی


برچسب‌ها: امام زمان, ظهور, دیدار, صبر, شعر, انتظار
+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 2 بهمن1391 و ساعت 10:4 |

 

 

بنام خدا

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد                     دل رميده ي ما را انيس و مونس شد

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت             به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد( حافظ)

هفدهم ربيع الاول فرا مي رسد

آتشكده فارس خاموش مي شود  طاق كسري شكست بر مي دارد و محمد (ص) متولد مي شود.

روشن جهان ز جمال محمد(ص)است                  خرم ز چشمه هاي كمال محمد (ص) است(دكتر قاسم رسا)

تولدي در ظاهر كه در معني نور وجودش دستگير آدم بود(بقره/37) و فرموده ي اوست كه:‹‹كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين››

بلند آسمان پيش قدت خجل                         تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل (سعدي)

صدر نشين اوست در اين پيشگاه                  ‹‹كنت نبيا›› بود آن را گواه

بود ز رخ شمع نبوت فروز                       آب نديده گل آدم هنوز (جامي)

او كه تمام مقصد و مقصود آفرينش بود مي آمد.مي آمد تا ملائك بدانند معني كلام‹‹اني اعلم ما لا تعلمون››(بقره/30)خداوند را كه خطاب به جنابش مي فرمايد :‹‹لولاك لما خلقت الافلاك››

محبوبترين مخلوق خداوند مي آمد.

آفتاب عالم دين پروران                        خواجه ي فرمان ده پيغمبران

پيشواي انبياء و مرسلين                       مقتداي اولين و آخرين (عطار)

مي آمد آنكه هستي طفيل وجود اوست

سر خيل توئي و جمله خيل اند                مقصود توئي همه طفيل اند(نظامي)

محمد (ص) مي آمد  او كه فخر كائنات است و مظهر صفات خدا

تنش محرم تخت افلاك بود                     سرش صاحب تاج لولاك بود (نظامي)

آن يگانه ي هستي مي آمد تا با يتيمي آغاز كند با تنهائي بزرگ شود تا پناه و اتكايش جز آفريدگار جهان نباشد. با درد و رنج آشنا گردد از چوپاني تا تجارت سر كند و چهل سال در كوره ي محبت معبود گداخته شده و به انواع آداب آبديده گردد.

او مي آمد تا رداي آخرين سفير الهي را بر تن كند و بار هدايت انسانها را تا قيامت بر دوش كشد.

او مي آمد تا صداقت و راستي اش را قبل از رسالت اثبات كند اومي آمد تا امين خلق باشد و امانتدار خدا.

او مي آمد تا مردم آيت مهرباني و لطف خداوند را به چشم ببينند ، آئينه تمام نماي بخشش و كرامت باشد، اسوه خوش روئي و خوش گوئي باشد،الگوي خوش بوئي و خوش خوئي باشد، عبادت ،قناعت و مناعت را به اوج برده، اعتدال و آراستگي را به غايت رساند، فداكاري،شجاعت و استقامت را تمام نمايد ، حيا ،ادب و فروتني رابه كمال رساند و مكارم اخلاق را به انتها ببرد.

او مي آمد تا حلقه ي اتصال معبود ومخلوق باشد ، واسطه ي بي واسطه ي فيض الهي باشد.او مي آمد تا اسباب هدايت مردم باشد او كه خدايش فرمود: رحمة للعالمين است(انبياء/107)، نسبت به مومنين رئوف و رحيم است(توبه/128)، شاهد و بشير و نذير و سراج منير است(احزاب/45و46)

اي جز به احترام خدايت نبرده نام                و اي سلك انبياء ز وجود تو با نظام

از آتش سنان تو يك شعله نور صبح              وز پرچم سياه تو يك تار زلف شام

گر صورت تو رحمت عالم نيامدي               از حضرت خداي كه دادي به ما پيام؟(كمال الدين اسماعيل)

او مي آمد تا پيام آزادي انسانها را از بندگي غير خدا ابلاغ كند كه در شعب ابيطالب محصورش كردند .

او مي آمد تا بگويد همه ي مردم  با هم برابرند و همه بندگان خدايند كه پيروانش را در بند كرده، آزارداده مي كشتند.

او مي آمد تا به مردم درس همزيستي دهد كه او را از شهر و ديارش بيرون كردند.

او مي آمد تا بگويد ‹‹ والصلح خير››(نساء /128) كه جنگ ها براه انداختند.

او آمد تا به عيادت كسي برود كه هر روز بر سرمباركش خاكستر مي ريخت.او آمد تا در پاسخ آن همه آزار و اذيت مكيان پس از فتح مكه فرياد ‹‹انتم الطلقاء›› سر دهد. او آمد تا چشم انتقام خود را حتي بر قاتل عمويش حمزه سيدالشهداء ببندد و خداوند در وصفش بفرمايد كه :‹‹ انك لعلي خلق عظيم ››(قلم/4)

او آمد تا با سوره ي هود پير شود وآنقدر در راه هدايت امت از خود گذشتگي نمايد كه آيه ي ‹‹فلعلك باخع نفسك››(كهف/6) نازل گردد وبدين خُلق و خوي رسالتش را در بيست و سه سال به انجام رسانيده به جوار رحمت حق پر كشد، و از فراي اين دنيا شاهد اعمال مردمش باشد.

او رفت تا ببينند امت در چه زمان كوتاهي غدير را فراموش مي كنند، ثقلين را ازهم جدا مي كنند ، مودت خاندان او كه اجر رسالتش بوده (شوري/23) را از ياد مي برند ، از سر دخترش سايه بر مي گيرند و بر درخانه اش آتش مي زنند، نور چشمش را سر مي برند وآل عصمت را به اسارت مي برند و فرزندانش را از حقوق خود محروم ميدارند .

او رفت تا براي ايجاد عدالت در گستره ي گيتي، ستاندن حقوق از دست رفته، انتقام خونهاي بر زمين ريخته و التيام آلام قلب خود همراه با همه ي منتظران به اميد فرج بماند.

نه ذهن ميتواند شمه اي از مصائب و سختي هاي آن حضرت را به تصورآورد، نه  قلم قادر است صفات و حسنات آن بزرگوار را وصف كند .

ندانم كدامين سخن گويمت            كه والا تري زانچه من گويمت (سعدي)

ويا به سخن جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني :

در عالم نطق هيچ ناطق               ناگفته سزاي تو ثنايت

با اين همه يكي از نقيصه هاي مهم فرهنگي روزگار ما عدم شناخت كامل پيامبراكرم(ص) و همچنين عدم شناساندن كافي آن دردانه يگانه در جهان امروز است گرچه درك مقام و عظمت واقعي آن حضرت بر عقول ناقص و نفوس نازل پوشيده است ليك

آب در يا را اگر نتوان كشيد                 هم بقدر تشنگي بايد چشيد

بي گمان تاسي به اخلاق و منش آن بزرگوار و عمل دقيق به دستورات و احكام غني اسلام است كه مي تواند راهنماي قافله سرگردان بشري امروز به سرمنزل سعادت ابدي باشد.

چون نيست بضاعتي ز طاعت             از ما گنه و ز تو شفاعت ( جمال الدين عبد الرزاق اصفهاني)

 

                                                                                              پائیز ۱۳۹۱                                                                                   محمود صباغيان دلوئي

 


برچسب‌ها: حضرت محمد, ص, صفات, سختی, تولد
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 18 آذر1391 و ساعت 14:22 |

دين عبارت است از جعل و تنظيم اسرار تكوينى و طببيعى مسير تكامل انسانى كه بر طبق ناموس آفرينش و متن حقيقت و واقعيت خارج بلسان سفراى الهى كه اهل طهارت و عصمت و امام قافله انسانيت اند بيان شده است و همان صراط مستقيم و صراط الى الله و صراط الله است‏ إِنَّ رَبِّي عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏ (هود آيه 57) كه چون صراط مستقيم بازگو شود بصورت دين‏ در مى آيد و چون دين‏ را در خارج پيدا كنيم متن صراط مستقيم و مسير الى الله و صراط الله است و قرآن صورت كتبيه انسان كامل است و صراط مستقيم يك راه و يك حقيقت بيش نيست كه كوتاه ترين خط و اصل بين دو نقطه است پس دين‏ يكى بيش نخواهد بود ان الدين عندالله الاسلام و دين‏ و ديندار كه راه و راه پيما است هر دو يك حقيقتند كه دين‏ دار خود متن صراط تكامل انسانى است و انسان كامل كه واسطه فيض الهى و امام قافله انسانى است متن همين دين‏ و صراط است.

چون دين متن صراط مستقيم است كه مسير تكامل انسانى و عين صراط الله و صراط الى الله است هر كه از آن تجاوز كرده است بر خويشتن ستم كرد و از سير تكاملى انسانى و حركت استكمالى الى الله باز ماند و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه (طلاق آيه دوم) وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ‏ (بقره 229) و امام بفتواى عقل كسى است كه در متن صراط مستقيم باشد بلكه وجود امام كه انسان كامل است كه خود صراط مستقيم است و عين دين است و خود صراط الله و عاء حقائق قرآن است و اگر كسى در هر برهه اى از زمان خارج از متن اين صراط باشد از مسير دين بدر بود و آنكه بدر بود متعدى از حدود الله بود و متعدى ظالم است.

نصوص الحكم بر فصوص الحكم ص 449،448    


برچسب‌ها: دین, صراط مستقیم, امام, پیامبر, ظلم, تکامل
+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 12 آذر1391 و ساعت 10:21 |

 

 

اي منتظران مهدي (عج ) مواظب  باشيد !!

< شما بخوانید : ای مهدی (عج) مواظب  باش >

در كربلا منتظران حسين (ع) با او چه کردند؟


برچسب‌ها: منتظر, مهدی, حسین, کربلا, اعمال
+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 6 آذر1391 و ساعت 10:40 |
 

  


برچسب‌ها: ارزانی, گرانی, دل, شکستن, نان
+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 23 مهر1391 و ساعت 10:45 |

بنام خدا

 

با ابراهيم (ع)

موسم حج فرارسيده بود يكي يكي از خانواده هايشان خداحافظي مي كردند، آنها هم با گفتن التماس دعا بدرقه شان مي كردند و سفر آغاز مي شد.

مي ديدم بعضي را كه براي اولين بار عازم سرزمين وحي بودند، دل توي دلشان نبود، آنقدر ذوق اين سفر آنها را به وجد آورده بود كه هيجان از چشمهايشان هويدا بود.

بعضي را مي ديدم كه با مناجات حضور را استقبال مي كردند و بعضي هم با بال خيال خود را به محضر رسانده و از دريچه انديشه سيراب ديدار شده بودند.

ساعاتي گذشت، خود را در ميقات مي ديديم.دروازه ورود به حريم خدا.

گفتند اينجا بايد ابتدا غسل كنيد. حيران شدم كه چه كنم؟ جسمم را بشويم يا جان را، سرم را پاك كنم يا انديشه را، سينه را بايد شست يا دل را، دست يا كردار، پاي يا رفتار، در اينجا كداميك را بايد تطهير نمود؟

چاره اي نبود، غسل مي داديم ظاهر را به نيابت از باطن قربه الي ا....

و مي ديدم در آنجا سرها مي شويند از باد غرور وخود پرستي، دلها مي شويند از كينه هاي كهن.

دستها مي شستند از مناهي وپاي ها كه هرگز درازتر نشود از گليم بندگي.

آنجا روي ها مي شستند به طلب آبرو.

وبعد از آن ديگر اجازه نداشتند لباس آلودگي دنيا برتن كنند، آنچه زيب و زينت دنيا بود بايد از خودشان دور كنند و فقط آنچه درسفر آخرت همراهشان است بردارند : احرام ، انديشه واعمال.

سپس روي خود را به سوي حضرت حق نموده و در جواب دعوت او بگويند :لبيك.

آمدند قدم قدم تا يك قدمي يار، مسجدالحرام نمايان بود و لحظاتي بعد يكي اشك مي ريخت از شوق زيارت و يكي زمين مي بوسيد از سر ارادت وهمه بر گرد يار در گردش.

من در صفاي سعي بودم . پاي جاي پاي هاجر بدنبال پاكي و روشنائي، به جستجوي حقيقت

وآنها كه از مروه به صفا ،از صفا به مروه بدنبال زلالي و بيرنگي خواهند دويد تا در عرفات جامي از معرفت نصيبشان گردد. تمامي وجودشان در مشعر به ادراك آيد و بارها بر شيطان خواهش ها سنگ بزنند، از منيت و خود خواهي بيزار باشند و نفس را در مني قرباني كنند. آنگاه سر به تيغ عبوديت خدا دهند و چون بنده اي پاك به آغوش او برگردند . سربر آستان اطاعت بسايند و نماز شكر گزارند.

                                                                                    محمود صباغيان دلوئي

                                                                                         شهريور 1391


برچسب‌ها: میقات, حج, سرزمین وحی, طواف, کعبه
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 22 مهر1391 و ساعت 14:54 |

 فرا رسیدن ایام ولادت حضرت رضا(ع)  برهمه ی دوستدارانش مبارک

 

قدم بي وضو بر زمينش نهادن خطاست

كه خاك بهشت و عجين با تن اولياست

بغير از جنان مدفن شاه دين نا رواست

بهشت زمين گر خراسان نباشد كجاست؟

محمود صباغيان دلوئي  


برچسب‌ها: بهشت, زمین, مشهد, امام رضا, خراسان
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 1 مهر1391 و ساعت 13:9 |

 

محمود صباغيان دلوئي

شهريور 1391

 

باز باران با ترانه 

آيد آيا روي خانه

با گهر هاي فراوان 

با خوشي ها جاودانه 

بي غم و بي غصه مردم

فارغ از جور زمانه 

ظلم مدفون  ، داد بر پا 

حاكميت عادلانه

در طريق راست مردم

زندگي ها شادمانه

  * * *                                     

يادم آيد روز ديرين

 روزگار وصل شيرين

رخ به رخ بازو به بازو

در كنار يار سيمين

 آسمان آرام و آبي

 مردمان در اوج تسكين

مي دويدند ، مي پريدند   

كودكان بالا و پائين

  شاد و خرم ،چست و چابك 

  با دو پاي كودكانه

      * * *

                            


برچسب‌ها: باز باران با ترانه, شیرین, آسمان, ابری, زیبا, باز باران
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 13 شهریور1391 و ساعت 9:11 |

سلام همكلاسي ها

از كليه عزيزان همكلاس كه در سال 1364 مشغول تحصیل در سال چهارم تجربی دبيرستان ميرزا كوچك خان مشهد بوده اند خواهش مي كنيم جهت دسترسي و تماس با  آنان آدرس يا شماره خود را درقسمت  نظرات  www.msd45.blogfa.com  گذاشته يا Email ارسال فرمائيد تا ترتيب دعوت شما به جشن 30 سالگي در محل دبيرستان داده شود.

                                                                                            با تشكر  محمود صباغيان

  با يابود همكلاسي شهيدمان مرحوم روانشاد احمد روحي فريماني (رحمه ا... عليه)

 1-      محمود صباغيان

2-      عليرضا جوان

3-      ايوب روشني

4-      حميدرضا صادقي

5-      عليرضا شريعت پور

6-      مرتضي روحاني

7-      علي شكر گزار

8-      صادق قجري

9-      محسن كاظمي

10-  علي شيرين

11-  سعيد شاهين فر

12-  محمد عسكري حسيني

13-  محسن طلوع شيخ زاده

14-  حسين ناصري فر

15-  حسين فدائي مقدم

16-  جعفر مظلوم

17-  كاظم شيباني

18-  سيد علي اكبر سيد عليزاده

19-  مجيد عرفانيان امدادي

20-  محسن صيادي كاخكي

21-  اميد صادقي علويه

22-   جواد عبداللهی

۲۳- امیر مقدری

۲۴- عصاران

 


برچسب‌ها: دبیرستان میرزا کوچک خان, همکلاسی, 1364, دیپلم, مشهد, 30 سالگی
+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه 23 خرداد1391 و ساعت 14:51 |

 

آفتاب کم کم غروب می کرد

گاو با صدای بلند فریاد می زد :ما ما

صدای بع بع گوسفند هم بلند بود

سگ هم واق واق می کرد

مرغ حنائی رنگ قشنگ هم ،همراه بقیه ی حیوانات یک صدا فریاد می زد : حسنک کجائی؟

شب شده بود اما از حسنک خبری نبود. حسنک مدتهاست که شبها به خانه نمی آید ، او به شهر رفته ، شلوار جین وتی شرت تنگ  می پوشد. او بجای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه می ایستد وبه موهای خود ژل می زند.

پطرس هم دیگر به سوراخ سد فکر نمی کند ونمی خواهد بداند اگر سد خراب شود چه بر سر اهالی روستا خواهد آمد ، اوباید عجله کند چون الان دوستان زیادی در اتاق چت منتظرش هستند.

از هما چه خبر؟ همان دختر خنده روئی که یکی از دندانهایش افتاده بود. کبری تصمیم گرفت که به دیدنش برود. سوت قطار از دور شنیده می شدوقطار همچون ماری از پیچ وخم کوهستان می گذشت. آن جلوتر کوه ریزش کرده بود اما از از ریز علی خبری نبود. معلوم نیست در صف گوشت معطل است یا جای دیگر.حتی بعد از حادثه پزشک انسان دوست هم پیدایش نبود

چند روز قبل هم که مهمان نا خوانده ای به خانه کوکب خانم رفته یودتا آن زن پاکیزه وتمیز با تخم مرغ برایش نیمرو درست کند کسی در را باز نکرد.  پسرکی می گقت برای دعوا با چوپان دروغگورفته است چون این روز ها   بجای .....هنوز حرف پسرک تمام نشد ه بود که کوکب خانم از راه رسید.

ازکجا می آئی؟  برای اعتراض به حذف داستانهایمان به شهر می رفتم که در راه آرش کمانگیر را دیدم ،با دلی پر از درد گفت : من هم می خواستم ولی پیرمرد باغچه بان به من نصیحت کرد که بهتر است به خانه ات برگرددی.

باز نویسی :محمود صباغیان - ارديبهشت 88

 


برچسب‌ها: حسنک, آرش, ریزعلی, پطرس
+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 6 فروردین1391 و ساعت 14:19 |

هر سال بهار آيد   بي روي در بستان

زان روي خزان شويد شاديش ز رخساران

جاويد بهاري باد  كز روي تو خوش باشد

سبز است همه سالش نيكوست همه دوران

محمود صباغیان

فروردین ۹۱


برچسب‌ها: نوروز بهار
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 5 فروردین1391 و ساعت 11:21 |

 

پیشاپیش فرا رسیدن بهار را به همه دوستان بهاری تبریک می گویم 

 

من نام بهار را نمي دانم چيست

معناي بهار را نمي دانم چييست

من نو شدن و زندگي دوباره را می بینم

باقي ز بهار را نمي دانم چيست

 

محمود صباغيان / اسفند 1390


برچسب‌ها: نوروز, نو, بهار
+ نوشته شده توسط محمود در یکشنبه 21 اسفند1390 و ساعت 13:50 |

منوچهر آتشی :

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود

نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود

زیباست روی كاكل سبزت كلاه نو

زیباتر آن كه در سرت اندیشه نو شود

ما را غم كهن به می كهنه بسپريد

به حال ما چه سود اگر شیشه نو شود


برچسب‌ها: نوروز, بهار, گل, نو, کهنه
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 20 اسفند1390 و ساعت 13:22 |

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

 

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

 

هدیه جبریل بود  الیوم اكملت لكم 

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

 

با وجود فیض  اتممت علیكم نعمتى

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

 

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

 

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

 

 بركه خورشید در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

 

گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

 

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

 

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

محمد جواد غفورزاده   شفق
+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 28 آبان1390 و ساعت 15:13 |

 

                                                                                      

                                                                                                             

         بنام آنکه بقا مختص اوست 

 به چه مشغول کنم دیده ودل را که مدام

                دل تو را می طلبد  دیده تو را می جوید 

یک سال است که از آخرین دیدارمان می گذرد

یک سال است که دستان پر مهرش ز ما دست کشیده است

یک سال است که آن نگاه مهربان و آن  وجود پر از صفا ز ما پر کشیده است

و یک سال است که از غروب غم انگیز خورشید گرما بخش زندگیمان مرحومه مغفوره شادروان

                                    ((حاجیه خانم  فاطمه مومنی ))

  می گذرد .

 بهمین مناسبت  در شب قدر و شهادت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (عليه السلام)   

گرد هم می آئیم تا دل خود را با یاد خوبیها و مهربانیهایش تسلی بخشیم. 

                                                                                          خانواده صباغيان

                                                                                                                                                    

 

                                                                                                                                                     

+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 22 مرداد1390 و ساعت 14:0 |
 

 

گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی ، گفتا : تو فرهـادی مگر؟

گفتم : نه صید من شوی ، گفتا: تو صیادی مگر ؟

گفتم: به حیلت گیرمت ،گفتا : تو شیادی  مگر ؟

گفتم : خرابت می شـوم ، گفتا : تو آبـادی مگـر؟

گفتم : که در بندت شوم ، گفتا :تو آزادی مگـر؟

گفتم :خموشم پیش تو ، گفتا  تو  فریادی مگر ؟

گفتم: که نقد جان کم است؟گفتا تونقادی مگر ؟

گفتم : فراموشم مکن. گفتا : تو در یادی مگر ؟

گفتم :دلت ازآهن است، گفتا : توحدادی مگر؟

گفتم : بگیرم داد خود،گفتا: تو بی دادی مگر؟

گفتم : کُشم مهر تو را ، گفتا تو جلادی مگر؟

گفتم:که میرم از غمت ، گفتا نه جان دادی مگر؟

محمود صباغیان / فروردین 90

 

+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 29 فروردین1390 و ساعت 13:9 |

                <<  عید ما روز ظهور است خدایا برسان  >>

+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 22 فروردین1390 و ساعت 13:26 |

 

 

فرخنده نوروز بر همگان مبارک

 

ابر   آذاری   برآمد   باد   نوروزی   وزید

                          وجه می میخواهم ومطرب که میگوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام

                        بارعشق ومفلسی صعب است میباید کشید

قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت

                           باده  و  گل  از  بهای خرقه می باید خر ید

با لبی و صد هزاران خنده آمدگل به باغ

                           از کر یمی گوئیا در گوشه ای بویی شنید

دامنی گرچاک شددرعالم رندی چه باک

                            جامه ای در نیک نامی نیز می باید در ید

این لطایف کز لب لعل تو میگفتم که گفت

                            وین تطاول کزسرزلف تو من دیدم که دید

تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

                             اینقدردانم که از شعر ترش خون میچکید

 

+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 6 فروردین1390 و ساعت 13:40 |

روز ها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گرکند یوسف زهرا نظری نوروز است

ای خدا کاش شود سال نو ام عید فرج

که نگاهم نگران منتظر آن روز است

+ نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه 26 اسفند1389 و ساعت 6:58 |
 

نوروز مبارک

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

 

+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه 25 اسفند1389 و ساعت 15:57 |

بر ما ز غم هجر تو ای ماه چها رفت

                نور از بصر از دل خوشی از خانه صفا رفت

در سایه ی لطف و کرم فاطمه بادا

                 آن سایه ی مهری که کنون از سر ما رفت

محمود صباغیان

+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه 5 مهر1389 و ساعت 9:46 |
روز ۱۰/۶/۸۹

  مادرمان مرحومه مغفوره  حاجیه خانم فاطمه مومنی مصادف با ۲۱ رمضان سالروز شهادت امیر مومنان به جوار رحمت حق پرکشید وما را در سوگ خویش نشاند.رحمت و مغفرت واسعه الهی نثار تمامی مومنین و درگذشتگان باد.

 

اي مادر عزيز كه جانم فداي تو
قربان مهرباني و لطف و صفاي تو
هرگز نشد محبت ياران و دوستان
همپايه ی محبت و مهر و وفاي تو
مهرت برون نمي رود ار سينه ام كه هست
اين سينه خانه تو و اين دل سراي تو
آن گوهر يگانه درياي خلقت
كاندر جهان كسي نشناسد بهاي تو
مدح تو واجب است ولي كيست آن كسي
كايد برون ز عهده مدح و ثناي تو
هر بهره اي كه برده ام ازحسن تربيت
باشد ز فيض كوشش بي منتهاي تو
اي مادر عزيز كه جان داده اي مرا
سهل است اگر كه جان دهم اكنون براي تو
گرجان خويش را برايت فدا كنم
كاري بزرگ نيست كه باشد سزاي تو
تنها همان تويي كه چو برخيزي از ميان
هرگز كسي دگر ننشيند بجاي تو
خوشنودي تو مايه خوشبختي من است
زيرا بود رضاي خدا در رضاي تو
گر بود اختيار جهاني بدست من
مي ريختم تمام جهان را به پاي تو”

+ نوشته شده توسط محمود در شنبه 27 شهریور1389 و ساعت 10:31 |

کوچه پس كوچه مشد بوي امام رضا مِدِه
ديدن گلدسته هاش دلِ آدمِ جلا مِدِه

هر كي كه غصه دِرَه يا گِرِهِي تو كارشَ
مِرَه تُو صحنِ آقا حال و هواش صفا مده

بعضيا بالايِِ سر، سر رويِ سنگا مزارن
اشكاشان كه ميچيكَه هر چي مِخَن آقا مده

صبح زود سر كوچه ها هر كي كه از خانه ميَه
دس به سينش مِزرَه سلامي به آقا مده

خيليا مِگَن شما كمتر حرم سر مِزِنِن
آقامان مهربونه سهم ما ره سيوا مده

بعضي ها كه نِمِتِـنَن بي يَن به پابوس آقا
التماس دعا مِگَن دردشانِ شفا مده

ما كه از بچّيگي مان هَمَش ميامَدِم حرم
وقت مردن مِدِنِم جوابيِم به ما مده

+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه 2 تیر1389 و ساعت 9:44 |
 

فرزند حسین و زاده رحمانم

در پرتو لطف ایزد  سبحانم

محمود شده نامم ودینم اسلام

سر گشته مهر و جلوه جانانم

 

محمود صباغیان دلوئی
+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه 7 اردیبهشت1389 و ساعت 9:51 |